کی از هیولا می ترسه؟

اول مرغ بود یا تخم مرغ؟ این سوالی اساسی است که تمام مدت غیبتم از وبلاگ نویسی فکرم را به خودش مشغول کرده بود؟ اول انسان به وجود آمد بعد سلسله مراتب و قوانین یا اصولا انسان موجودی است از نسل تک سلولی های نخستین که بر مبنای سلسله مراتب و قوانین , نشو و نما و تکوین یافت و به صورت امروزی در آمد؟ انسانیت مقدم است یا انسان؟ انسان امروز , چیزی که من در 30 سالگی دریافته ام, هیولایی ملبس به ظاهر انسانیت است با ادعایی که سر به آسمان می ساید . ادعایی ناشی از همان سلسله مراتب ها و قوانینی که گفته می شود ( و من امروز به این گفته مشکوکم ) خود انسان آن را وضع کرده . سیاست ورزی ها و نیرنگ بازی ها در ساده ترین روابط اجتماعی جایی برای چیزی به نام عشق و انسانیت باقی نمی گذارند و جالب اینجاست که حتی بروز عشق و انسانیت تابع همان سیاست ورزی ها هستند !

خنده ام می گیرد از دنیای جدیدی که ناچار به کشف آن هستم . خنده ام می گیرد و می ترسم ! وحشت می کنم و نمیدانم چه کسی را می توانم رها از سیاست ورزی و سلسله مراتب پیدا کنم که انسان باشد و قابل اعتماد . اعتماد؟ به هر که می گویم نمی تواند این عبارت را معنا کند . دنیا قرار است با این سرعت به کجا برسد راستی ؟ چند نفر دیگر باید چهرهی واقعی خود را از پس نقاب انسانیت نشان دهند تا باور کنیم؟ اصلا برای چی این حرف های واقعی و درونی را باید در وبلاگ بنویسم؟ آیا اعتماد دارم به خوانندگان این وبلاگ یا من هم هیولایی هستم که کلی منافع کسب می کنم از بروز دادن این وحشت انسانی برای آینده ی بشریت ؟

هی ! تو که داری اینو می خونی , خدایی , من بیشتر از تو می ترسم یا تو از من؟!

/ 8 نظر / 13 بازدید
فیروزی

حقا با قلم شیوایی نوشته اید با پستهای قبلی متفاوت است

بهروز جان فزا

سلام همکار محترم از اینکه به روز شدی خوشحالیم ودر زمان غیبت شما به وبلاگتان سر زدم (وبلاگ سران دفاتر اسناد رسمی)

نماينده ثبت و دفتريار

باسلام.اول انشاء است سپس تكثير-كسي از هيولا مي ترسه كه از خالق هيولا نمي ترسه.در اين دنيانويسنده و خواننده مي ترسندمگر در بهشت(لاخوف عليهم و لاهم يحزنون) daftaryaram.persianblog.ir

میرزا بنویس

سلام منکه از تو نمیترسم ... تو را نمیدانم!!! در مورد اعتماد هم فقط میدانم بقول دوستی "اعتماد المثنی ندارد" باید مواظب بود فرو نریزد .....

جمشیدی

درود وبگاه "بنچاق" میزبان شما و منتظر نقطه نظراتتان است با پست ِ "در باب انتخابات! "

دفتریار بالقوه

زندگانیم و زمین زندان ماست زندگانی درد بی درمان ماست باسلام ازینکه بروز شده اید متشکریم حالا مهم نیست کی از کی میترسه مهم اینه که متشکریم

جمشیدی

همکار گرانقدر با سلام و عرض ارادت و آرزوی توان ِ مضاعف در روزهای پرکارو پرالتهاب ِ پایان سال ، به اطلاع می رسانم وبلاگ ِ "بنچاق" با سلسله پست هایی تحت عنوان ِ ( راهکارهای کاندیداهای انتخابات برای اعتلای کانون سردفتران ) مشغول به درج ِ نقطه نظرات ایشان است و در این راستا شما را به بازدید از صفحه و شرکت در مباحثات دعوت می نمایم .

جمشیدی

با درود لطفا آخرين پست وبلاگ بنچاق به نام "نظرسنجي" را ملاحظه فرماييد . با احترام و تشكر : جمشيدي .