بدون شرح !

1 _ سریال 24 در مورد اتفاقاتی بود که برای رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا و همسرش می افتاد و در این سریال که از قضا  ساخت کشور آمریکا هم هست ؛  شرایط حول و حوش آقای رئیس جمهورو همسر و اطرافیانش چندان اخلاقی و رو به راه نیست .

2 _ فیلم " سگ را بجنبان " هم مضمون مشابهی دارد . تلاش های رئیس جمهور برای بدست آوردن محبوبیت و کسب مجدد قدرت . در این فیلم هم چهره ی چندان مطلوبی از قدرتمردان آمریکایی نشان داده نشده . فیلمهای دیگری هم هستند با مضامین مشابه که اسمشان را فراموش کرده ام . اما در هیچ خبر و روزنامه و سایتی نخواندم که رئیس جمهور آمریکا نه تنها شکایتی علیه سازندگان این دست فیلم ها کرده باشد ، بلکه اصلا اشاره ای هم دال بر دیدن یا ندیدن فیلم نکرده .

3 _ پس از اکران فیلم شوکران  ساخته ی بهروز افخمی ، جامعه ی پرستاران ایران ، غمگین و افسرده ، بیانیه صادر کردند و اعتراض کردند و لابد تهدید به اعتصاب هم کردند . چرا ؟ چون نقش اول آن فیلم از قضای روزگار یک پرستار بود .

4 _ پس از پخش سریال مرد هزار چهره ساخته ی مهران مدیری ، کارمندان اداره ثبت شیراز تصمیم به شکایت علیه این کارگردان گرفتند . از اداره شان و خودشان عکس گرفتند و منتشر کردند که مردم چهره ی واقعی و کذاب کارگردان را بشناسند . شکایت هم با کلی عذر خواهی و ریش سفیدی مسکوت ماند .

5 _ پس از انتشار مطالب کاملا کذب و دور از حقیقت یک دفتریار کم سواد و معلوم الحال ، جامعه ی سردفتران غصه دار شدند . خانواده ی آن دفتریار نما تا پای قطع رابطه و حرام کردن شیر و طلاق و طلاق کشی پیش رفتند .

6 _ تصمیم بر این است که زین پس فیلم ها و سریال ها در فضای کره مریخ ساخته شوند تا به شغل و اعتبار و احترام افراد خدشه ای وارد نگردد . جامعه شناسان در مورد جامعه ی ایرانی تحقیق نکنند و اگر کردند نتایج آن را به نام " تحلیلی جامعه شناختی بر اندک ایرادات جامعه ی بورکینا فاسو " منتشر نمایند  . روانشناسان تازه ترین تحقیقات خود را در مورد بیماری شیزوفرنی رو نکنند که دوستان شیزوفرن آزرده خاطر نگردند . در مورد  بیماری ایدز هم اصلا تحقیق نشود ، چون این بیماری از هر زاویه به سویی می رود و تحقیقات ممکن است خدای ناکرده خیلی ها را برنجاند .

7 _ از فرصت استفاده می کنم و در همین جا ، از تمام مقامات شامخ سردفتری بالاخص سرور خودم جناب آقای ...، از همکاران دفتریار ، از دوستانی که به من کمک کردند به این موقعیت برسم _ و من نشان دادم شایستگی این منصب را ندارم _ ، از اساتید بزرگوارم در دانشکده ی حقوق که الحق در حق من استادی را تمام فرمودند ، از پدرو مادرو همسر و فرزندم که ناسازی ها و نا راستی ها و غیبت های مکرر مرا تحمل کردند ،  از خواهر و برادر و همسر برادر و خواهر شوهر و جاری و ... که زبان تند مرا در این وبلاگ تحمل کردند و بی احترامی های مرا دیدند و دم بر نیاوردند ، از جامعه ی محترم پزشکان و دندانپزشکان و معلمین و مهندسین  و رانندگان تاکسی های نارنجی و صنف بنکداران بازار و دریانی های محترم مقیم تهران و خانواده ی رجبی عذر خواهی می کنم و از شرم آنچه گفتم و آنچه بنا داشته ام بگویم یا بنویسم سر به زیر می افکنم و قول می دهم دیگر از این کار ها نکنم . مثل یک دختر خوب دفتر تمبر پر می کنم و کاری به کار دنیا و مافیها ندارم و قول می دهم سرم به لاک خودم باشد و به امید هیچ بهبودی ، هیچ حرفی نزنم . در مقابل نقص ها و کمبود ها سر تسلیم فرود بیاورم و روزگار بگذرانم تا در صلح و صمیمیت کامل ، عمر بگذرانم و النهایه کوس الرحیل مرا رقص کنان به دیار باقی بکشاند .

8 _ برای تمام اسیران خاک فاتحه مع الصلوات .

/ 6 نظر / 13 بازدید
عليرضا

دفتريار عزيز اين تو و اين جامعه ي ما. نوشتن اينجا سخت است. بايد خودت را در برابر همه سانسور كني. بايد از گل و كوه و عشق و مشتي تصورات بلا تصديق بنويسي كه به كسي بر نخورد. و شايد جامعه ي گل ها و انجمن كوه ها و شوراي عشاق و كنگره ي معزز تصورات بلا تصديق از تو گله مند شوند. اگر مي تواني بنويس!

دفتربارآینده

سلام باباایول چقدروقت دارید سریال ببینید اونم امثال24و25و26.....حتمافراراززندان رو هم دیدید؟/چرااونونقدنکردید؟؟درراستای حمایت از فرارزندانیان....

مقام شامخ سردفتری

شکر خداوندی راست که یوزپلنگ را آفرید . دفتریار معزز , سرکار خانم گودرزی , اعلی الله مقامها طنز نویسی دشتی فراخ است که به جنگلی تاریک بدل شده و یافتن واژگان مناسب و بی لبه و دندانه که لب به خنده گشاید و دشوارتر از آن دندان به قهقهه بنماید برای طنز نویس امروز شکاری صعب و گریزپاست . جا دارد که سپاس ویژه خود را از قلم سریع و به هدف و دقیق و چالش آفرین و موثر و پرتحرکتان اعلام نمایم . موفق و منصور باشید

مقام شامخ سردفتری

ضمنا برای اینکه یقین حاصل کنید این کامنت قبلی خود حضرتمان بودیم و نص فرمایشاتمان است اشاره می نماییم به پلمپ دفتری که قرمز بود و معرفی نامه پارس تیراژه . عنایت دارید اشارات مبارکمان را . قل و دل . خداوند رحمان حفظمان فرماید . واجب شد اسپندی در شان ما بدودید . برای شما و باقی رعیت آرزوی بهروزی می کنیم .

همكار

پيشنهاد مي كنم بهتر است به جاي تسويه حساب با سردفتران مطالب ديگري هم درج نماييد

میرزا بنویس

سلام و ارادت قسمت انتهائی بند 7 را که خواندم یک ان تصور کردم به مقام شامخ سردفتری نایل شده اید که عین حکایت سردفتری است ....