در ستایش از خودمان !

انقدر مزه دارد وقتی با یک همکار دفتریار در جای دیگری از ایران صحبت می کنم . یک حال خوبی دارد . انگار در دور دست ها ، کسی هست که وظایف شغلی مرا می فهمد . خستگی هایم را می شناسد و با کمبود ها و کم مهری ها در این حرفه مثل من آشناست . و دست بر قضا هر چه آن شهر دور تر باشد حس بهتری دارد . بخصوص اگر به آن شهر رفته باشم .

بعد از یک صبح خیلی شلوغ , توی حال خودم دارم سند وکالت کاری ملک تنظیم می کنم که دوست و همکاری از کرمانشاه تماس می گیرد . از کرمانشاه خاطرات دور اما خوبی دارم . طاق بستان و بیستون . یک دریاچه هم بود که سوار قایق شدیم . حس آن قایق را خوب یادم هست . عاشق بودم  وقت آن سفر ...

دوست کرمانشاهی ناراحت است . چیزهایی می گوید درباره ی سریال ستایش و توهین به دفتریاران و غیره . سریال را ندیده ام . کلا سال هاست که هر سریالی را نمی بینم . تحریم یا این حرف ها نیست . صرفا عقیده ی شخصی است یا گزینش . دلم نمی خواهد بنشینم و تصاویری را تماشا کنم که سازندگانش یا آگاهانه تلاش می کنند برایم خوراک فکری فراهم کنند و یا نا آگاهانه . و در هر دو صورت ، چه آگاهانه باشد و چه نا آگاهانه ، فکر و عقیده و اندیشه ام تحت تاثیر دیگران است . می توانم در مدتی که وقتم برای دیدن یک سریال تلف می شود کلی کار های جذاب تر انجام بدهم : می توانم کتابی را که خودم انتخاب کرده ام بخوانم . می توانم با پسرم برای نوشتن مشق سر و کله بزنم . می توانم به کار هایی که تمام هفته ی گذشته وقتی برای انجامشان نداشته ام برسم . می توانم فیلمی نگاه کنم که می دانم سازنده اش _ آگاهانه _ چه خوراک فکری می خواسته به خورد من بدهد ! می توانم خیلی کار ها بکنم ...

هفته ی قبل ، سر کلاس فیلمنامه نویسی ، بحث این بود که چرا فیلمنامه نویسان ما قبل از دست به قلم شدن ، در باره ی آنچه می خواهند بنویسند تحقیق نمی کنند و چرا مردم ما با آرامش و بدون سوء برداشت ، از تماشای فیلم لذت نمی برند . حالا دوست کرمانشاهی ام همین اعتراض را دارد و البته اضافه می کند که با دوستان دیگری در شهرهای دیگر هم صحبت کرده و همه همین نظر را داشته اند .

سریال ستایش را ندیده ام . یعنی ترجیح می دهم بنشینم و به دیوار سفید روبرویم زل بزنم اما هر سریالی را نبینم . البته این نفی زحمات استاد مقدم نیست . سریال تا ثریا و روز حسرت و اغما را از ایشان خیلی دوست داشتم و عقیده دارم بسیار استادانه ساخته شده اند . تا ثریا به مساله ی ربا در جامعه می پرداخت و نشان می داد که ایشان یا تیم دست اندر کار , با شدت نفوذ این امر در جامعه آشنا هستند .

اما ستایش بحث دیگری است . می توان نقد ها را نسبت به قسمت اول این سریال خواند . و در مجموع چه اهمیت دارد !

اینکه یک پرستار در فیلم شوکران در زندگی خصوصی خودش اشتباهاتی دارد , خدشه ای به اهمیت و ارزش جامعه ی بزرگ و موثر پرستاران وارد نمی کند . این که نقش اول سریال مرد هزار چهره اهل شیراز است  , باعث نمی شود ارزش شیراز , سرزمین حافظ و سعدی و مردم آن سرزمین در نظر ما کم شود . در این زمینه اصلا مشت نمونه ی خروار نیست . یا لری حرف زدن یک فرد در یک سریال , قطعا نمی تواند علاقه ی عمیق من را به گویش آبا و اجدادی ام کم کند .

در هر سریال , هر کس در هر نقش , بنا بر ضروریات داستان , باید اهل جایی باشد و شغلی داشته باشد . لا زمان و لامکان در یک سریال یا فیلم اجتماعی معنا ندارد . این که قبل از نگارش فیلم نامه تحقیقات کاملی درباره ی آن شغل یا آن قوم صورت گرفته یا نگرفته بحثی است علی حده .  اما دفتر یار بودن یک فرد خلافکار در یک فیلم , به معنای خلافکار بودن من بیچاره که کنج دفترخانه ی شماره ی هزار و خورده ی نشستم و سند تنظیم می کنم و تمام تلاشم این است که کارم را درست انجام بدهم و حقی را نا حق نکنم و خدای ناکرده در آمد شبهه داری نداشته باشم نیست . حقیقت این که در صنف خودمان , در بین سر دفتران و دفتریاران , واقعا گاهی می شنویم که بعضی ها چه هااااااا می کنند !  یک نفر کاری می کند , من نمی کنم . گناه او را پای من نمی نویسند  .

کاش قبل از اینکه شروع کنم به نوشتن طرح هر فیلم نامه ی داستانی که به ذهنم رسید  , خوب تحقیق کنم . کاش اگر تصمیم می گیرم برای داشتن ساعاتی آرام در جمعه شبی بهاری  , سریالی را تماشا کنم به آن به چشم یک داستان نگاه کنم که آدم های آن داستان باید شغلی داشته باشند تا واقعی و باور پذیر باشند و اگر غیر از این باشد نمی شود که توقع داشته باشم رسانه آینه ی تمام نمای کاستی های فردی و اجتماعی باشد . کاش کمی با حسن ظن بیشتر به اطرافم نگاه کنم و همانطور که انتظار دارم دیگران خطای مرا نادیده بگیرند و ببخشند , من هم از کنار خطاهای دیکران با صبر و آرامش و شرح صدر عبور کنم .این شرح صدر , از آن برکاتی است که از صمیم قلب و از سویدای جان امیدوارم یک روز خداوند نصیبم کند ...

یک پیشنهاد خوب هم دارم . اگر خواستید با تماشای یک فیلم ظاهرا مرتبط با شغل , کلی بخنددید و لحظاتی مفرح و فانتزی را تجربه کنید , پیشنهاد می کنم فیلمی را که چندی قبل به سفارش سازمان ثبت یا کانون سردفتران یا یکی از همین بزرگواران ساخته شده بود را ببینید . و پیشنهاد اصلی این است که این فیلم را دور هم ببیینید , سالنی , آمفی تاتری , جایی . انقدر این فیلم لطیف و فانتزی و غیر واقعی نسبت مسائل مرتبط با دفتر خانه ساخته شده که کلی مایه ی انبساط خاطر می شود ! این نوع فیلم های سفارشی از قضا بسیار با مزه تر و طنز آمیز تر هستند نسبت به اشتباهات سهوی فیلم های غیر سفارشی . و البته من ترجیح می دهم چشمم را به روی هردو ببندم و عبور کنم .

در ضمن , برای کسانی که دوست ندارند ذائقه شان را با دیدن هر فیلم یا سریالی تغییر بدهند , کلی پیشنهاد خوب دارم ... ایرانی , فرهنگی , فکری , عالی !!

/ 15 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی - اهواز

سلام بنده هم میگم اصلا مگر کسی تلویزیون نگاه میکنه که این سریال آبکی ها رو ببینه ؟ بی خیال بابا بزرگش نکنیم بهتره.

عبدالنظام قاضی دفتریار 172 کرمانشاه

با سلام.احتراما اینجانب عبدالنظام قاضی دفتریار دفتر اسنادرسمی 172 کرمانشاه از نحوه ساخت و پخش عوامل سریال ستایش شاکی وتقاضای رسیدگی از مقامات ذیصلاح را نمودم .زیر سوال بردن شان وشخصیت عوامل دفتریار به عنوان جاعل دفاتر اسناد رسمی وتوهین اشکار به اینجانب وسایر همکاران کاملا محرز ومشخص است.استدعا دارم موضوع در جلسات کانون مرکز مطرح و مورد رسیدگی قرار گیرد .لذا از کلیه همکاران به خصوص دفتریاران سراسر کشور تقاضا مینمایم با هم بستگی خود اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند و با تهیه وارسال استهشادیه و انتقاد وشکایت به کانون سردفتریان ودفتریاران موضوع را مورد انتقاد شدید قرار داده تا هرگز شخصیت دفاتر اسنادرسمی به عنوان جاعل و سود جو زیر سوال نرود.

دفتريار76

باسلام .همه اينها كه گفتي درست ولي جايي كه لج دفتريارها رو در مي آره آنجايي از سريال هست كه سردفتر مي آيد ونظارت مي كند وفقط دفتريار را خاطي نشان مي دهد ومي خواهد بگويد سردفتران بري از تمامي خطاها هستند واگر جرمي در دفترخانه ها صورت مي گيرد گردن دفترياراست.مي توانست سمت را ناديده بگرد.

رضا ولی اللهی

با سلام و تشکر از شما دفتریار متعهد و همشهری متعصب . به عنوان دفتریار دفتر 13 بروجرد کاملا با نظرات شما موافقم - اما نباید خیلی هم به کارگردان فیلم ستایش خرده بگیریم - چونکه ایشان زحمت کشیده اند و اندازه عقل و شعورشان یک فیلم را ساخته اند و البته کافر همه را به کیش خوش بندارد .

همکار

به نظر من اهانت خاصی نشده. مگر همه ی دفتریاران صدیق و صالحند؟ مگر سردفتر متخلف نداریم؟ مگر ماموررشوه بگیر نداریم. نشان دادن اینکه در فیلمی ماموری رشوه بگیرد یا دفتریاری تخلف کنداهانت به سایر هم صنفی های او نیست. این یک واقعیت در جامعه ی ماست. در هر شغلی هم افراد درستکار وجود دارند و هم افراد متخلف.

سردفتر مبهوت

البته تصور میکنم منظور مدیر محترم وبلاگ از فیلم سفارشی، فیلم (قباله) باشد. این یادآوری بدین خاطر بود که دوستانی که مایل به تهیه فیلم مورد اشاره باشند، راحت تر به آن دست یابند.

شمسی

بنظر من ما باید آستانه تحملمان را بیشتر کنیم.مگر این موارد وجود ندارد؟ اگر هر قشری از جامعه اینقدر تحمل می داشته باشد ه فورن برافروخته شود ه دیگر نمی شود هیچ فیلمی ساخت!کمی باید صبورتر باشیم و تحملمان را بیشتر کنیمو

مجید قنبری

با عرض سلام و خسته نباشید .مطالب زیبا ی شما را خواندم .متاسفانه سینما و تلویزیون ما در اقدامی شتابزده در حال برگشت به گذشته هستند و در پس رفت خود شتابی بی حد و اندازه دارند . اینکه هر روز افکار عمومی به استهزاء گرفته می شود برای آقایان مسئول خیالی نیست .فقط پر کردن ساعت پخش برنامه های تلویزیون مهم است . تلویزیون را روشن میکنیم یا سریالهای بی کیفیت و پوچ در حال پخش است و یا سریالهای کره ای . در اینجا از سازمان ثبت اسناد و کانون سردفتران و دفتریاران میخواهم که حداقل یک اعتراضی به پخش این سریال کم مخاطب و بی کیفیت می کردند تا حداقل دلمان خوش باشد که همکارانمان از ما حمایت می کنند .

دفتریارگرگان

خانم گودرزی کلا از سبک فکریتون خوشم می اد. نشون میده انسان خودساخته و ژرف اندیشی هستید.

بهرام قاسمعلی

درپایان فیلم ازسردفترمربوطه تشکرشده(تیتراژآخر)مابایداعتراضمون روبه همان سردفترمحترم اعلام کنیم.قاسمعلی112گرگان